محمد تقي جعفري
79
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و دلسوزى مىكنيم 3 - در آن هنگام كه اين راهزنان كاروان كمال جوى بشرى براى تنظيم و تقويت كامكارىهاى خود ، با انسانهاى هدفدار و هشيار و تكاپوگر در مسير « حيات معقول » روياروى قرار بگيرند ، دم از هدف و هشيارى و تكاپو و ايمان و عقيده و آزادى و كمال مىزنند ، آرى ، چنان از اين حرفها دم مىزنند كه گاهى هشيارترين انسانها را هم مىفريبند و گمان مىكنند اين خود خواهان خود كامه ، واقعا موجودى را بنام انسان كه حق حيات دارد مىشناسند . اين زورگويان خود محور وقتى كه با كاروانيان علم و معرفت بنشينند ، چنان از دانش و بينش دفاع مىكنند كه فداكارترين انسانها در راه علم و معرفت را به اشتباه مىاندازند كه عجب شايد اين مائيم كه موجب سقوط علم و معرفت شدهايم نه اين شمشير بارگان شمشير پرست ، آن گاه كه همين اغواگران ارباب علم و معرفت ، با همنوعان خونخوار خود سر ميز مىنشينند ، به ريش هر چه دانش و دانشمند و معرفت و عارف است ، خنديده و به يكديگر مىگويند ، بگذاريد آن احمقها به حماقتهاى خود سرگرم شوند ، مادامى كه اخلالى به مقام و جاه و خود - كامگىهاى ما وارد نمىسازند ، كارى با آنها نداريم . اى كاش اينان مىدانستند كه انسانهاى آگاه و انسان شناس و عدالتخواه از چه ديده اى به آنان مىنگرند و آنانرا چگونه مىبينند . تأديب اغنياء ايّها النّاس انّه لا يستغنى الرّجل و إن كان ذا مال - عن عترته و دفاعهم عنه بايديهم و ألسنتهم ، و هم اعظم النّاس حيطة ورائه و المّهم لشعثه و اعطفهم عليه عند نازلة اذا نزلت به ( اى مردم ، هيچكس از ارتباط با دودمان خود و دفاع آنان با دست و زبانشان بىنياز نيست ، اگر چه مالدار بوده باشد . دودمان آدمى بزرگترين